اصطلاح«نماد» مفهوم بسیار وسیعی دارد؛ آن چنان که می توان از آن برای توصیفهر شیوه بیانی که به جای اشاره مستقیم به موضوعی، آن را غیرمستقیم و به واسطهموضوعی دیگر بیان می کند، استفاده کرد. نماد در قلمرو ادبیات و شعر از پیشینه ای طولانی و پرفراز و نشیب برخوردار است. «نماد» معادل واژه (Symbol) برگزیده شده است.
نماد عبارت است از هر علامت، اشاره، ترکیب و عبارتی که بر معنی و مفهوم ورای آنچه ظاهر آنمی نماید، دلالت کند، درعین حال «نمادگرایی» یا «سمبولیسم»، فقط نشاندن یک مفهوم به جای مفهومدیگر نیست، بلکه استفاده از تصاویر عینی و ملموس برای بیان عواطف وافکار انتزاعی نیز هست.
یک کلمه یا یک شکل وقتی نمادین تلقی می شود که به چیزی بیش از معانی آشکار و مستقیم خود دلالت کند.
نمادها را در یکی از سه دسته زیر جای داده اند:
1- طبیعی 2-مستور یا اختصاصی 3- نمادهای مرسوم
برخی از نمادهای ادبیات فارسی
آهو (مظهر ازادگی و بی گناهی )
آسمان (پاکی )
آینه (پاکی و صفا)
آب ( روشنی و حیات) اسب (هوشیاری ، شجاعت ، نجابت ) پلنگ ( تکبر و بلند پروازی )
پشه (ضعف و ناتوانی ) جغد ( شومی و نحسی ) باز ( فال نیک )
باد صبا ( خوش
برچسب:
نویسنده: هستی بهرامی
تاريخ: يکشنبه
14 آذر
1395 ساعت: 0:25